تبليغاتX
چشمک






چشمک

تک تک روزهایم را می سوزانم تا چشمکی شوم برای شب های پر ستاره ات

   نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي برسردار
 از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم، دنيا نگهدار

***

   بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگرد

***

   توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگی

***

  بزرگترین آرزوم اینکه کوچکترین آرزوت باشم

***

   در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم

***

   موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه

***

   صوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم

***

   در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست

نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 1:19 توسط اردلان(محمد)|

                  تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه

                  صدای خنده رو هیچکس نمیشنوه از این خونه

                  تو رفتی و نگاه من یه دریا دردو غم داره

                  یکی انگار توی سینه ام گل یس داره میکاره

                  بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده

                  با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده

                  جای خالی تو داره همه دنیام میگیره

                  بی تو آسون ترین کارها واسم سخت و نفس گیره

                  بی تو هم صحبت شب هام همین چهار دونه دیواره

                  بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی میباره

 

                  سلام به همه دوست های عزیزم

                  دارم میرم مسافرت تا بعد عید

                  مواظب خوبی هاتون باشین...

                  خداحافظ...

 

نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند1390ساعت 23:47 توسط اردلان(محمد)|

 

 

سلام دوستای عزیز چندتا جوک گذاشتم دوره همی یکم بخندیم

 

*قل مراد یه زمین می خره به ابعاد 2 سانت در 8 کیلومتر

 بهش میگن با زمینت می خوای چیکار کنی ؟

!میگه : می خواهم ماکارونی بکارم ...

پ.ن:ایشالله موفق بشه

 

* از سخنان قصار حیف نون : هر چی کمتر بهش بیشتر فکر کنی

بیشتر دردش کمتر میشه!

پ.ن:خدا وکیلی سخن سنگینی بود از نظر معنایی

 

*جهت اطلاع امت انقلابی بزودی با تدبیر مسئولین و حذف چهار صفر

از پول ملی مبلغ اختلاس از 3 هزار

میلیارد به سیصد ملیون تومان کاهش خواهد یافت

پ.ن:ایول مسئولین ایول تدابیر

 

*اولین سوال دخترا در شروع ترم:

استاد منابع امتحانی چیا هست؟

 

اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:

استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

پ.ن:خوب دو طرف هم دنبال موفقیت هستن دیگه چیه مگه؟

 

 

*حیف نون زنگ می زنه مطب، می گه: متخصص پوست؟

 

منشی می گه بله، حیف نون می گه پوست بز الان مزنده چنده!؟

پ.ن:...

 

 

*یه روز یه قورباغه از یه گربه می پرسه: قورقورقوربانت بشم کلاس چندمی؟

گربه جواب می ده: پیش پیش پیش دانشگاهی

 پ.ن:چی بگم والله

 

*یارو وصیت میکنه سنگ قبرمو با اب و صابون بشورید میپرسن برای چی؟

 میگه هرکی رد شد بخوره زمین بخندم روحم شاد بشه!

پ.ن:عجب مرده باحالی بوده

 

*یه سوال

چرا وقتی یه نفر رو “هلو” خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه

اما بهش میگی “گلابی” بهش بر میخوره !؟

پ.ن:خوب حق داره بهش بر بخوره خداوکیلی هلو و گلابی یکیه؟

 

 

*گوگل: من صاحب همه چیم . ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم .

فیسبوک: من همرو میشناسم . اینترنت: من نباشم شما ها هیچین .

برق: زر اضافی نزنید !

پ.ن:اینجاست که باید بقیه سکوت کنن

 

*سید حسن نصرالله و اسماعیل هنیه اعلام کردند

در قضیه اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی در ایران

به شدت پیگیر ماجرا هستیم و حق ملت فلسطین و لبنان را

از مفسدان اقتصادی ایران پس میگیریم

پ.ن:خوب انتظار دارین پیگیر نباشن

حقشون میخوان دیگه از شیر مادر هم بهشون حلالتره

 

 

*دوست دختر حیف نون بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه،

حیف نون بعد از کمی فکر می گه: "داداشت پشت سرته!"

پ.ن:خیلی تیز بوده این حیف نون خان

 

*الان دیگه خانم ها در همه ورزشها مثل فوتبال،

 همه علوم بويژه انرژي اتمي و حتي در كار و تجارت موفق هستند

 و پیشرفت میکنن‌،...خدا وکیلی اینطوری که دارن پیشرفت میکنن

 امید این میره يه روزي بياد كه " پارك دوبل" رو هم ياد بگيرن

پ.ن:ایشالله اونم یاد میگیرن به کوری چشم بعضیا...

 

 

*ضد حال یعنی وقتیکه ۳ صفحه واسه طرف بنویسی..

 

بعد جواب بده: Ok

پ.ن:واقعا...

 

 

*به غضنفر میگن : تو منی ، من توأم حالا تو کدومی؟؟!

میگه : خدا ازت نگذره گمم کردی...!

پ.ن:

 

*تنهایی یعنی تو اتوبوس دانشگاه همه دونفری نشستند

 ولی تو هستی و هندزفریت!!!

پ.ن:آخ...

 

*پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟

میگم قبرستون ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.

میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

پ.ن:مانور این شکلی ندیده بودیم

 

 

*قبول دارین : 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته

 نباشی ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده یکی میاد

 

میگه : خسته نباشی

پ.ن:آره من این قبول دارم

 

پ.ن:امید وارم خوشتون اومده باشه(شاد باشید.بدرود)

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 0:27 توسط اردلان(محمد)|

 

 

http://nikblog.com/uploads/g/ggsaeid/14412.jpg

 

باب اول:نگاه دلربایی

باب دوم: دیدار و آشنایی

باب سوم: روزهای شیرین و طلایی

باب چهارم: بهانه و فکر جدایی

باب پنجم: سردی و بی وفایی

باب ششم: دوری بی اعتنایی

و باب هفتم اشک و آه و تنهایی...

نوشته شده در شنبه 3 دی1390ساعت 23:22 توسط اردلان(محمد)|

 

 

 

کجایش خنده دارد این شب تاریک و بی سامان !


که ساعتهاست می‌خندی بر این ویرانه ویران

 



تو از آغاز عصر زخم و درد و بی‌کسی شادی


و یا از اینکه نزدیک است دیگر نقطه پایان؟!

 


چرا آزاد خندیدی؟ ندیدی؟ سوگ آزادیست


و هر کس پای خود را بسته بر زنجیر یک زندان

 

 

یکی در بند تنهایی خودش را سخت پیچیده

 
یکی از مرگ می نالد یکی از درد بی درمان

 



به ریش خویش می‌خندی که می‌بازی در این بازی

 
که حتی نغمه یادت نمی‌ماند در این دوران؟!

 



به چشم خویش می‌بینی که قرنی تلخ می‌آید

بگو آخر چه می‌خواهی بگویی با لب خندان؟!

 

نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 22:18 توسط اردلان(محمد)|

 

 

 

 

 

محرم ماه  شجاعت و جوانمردی،ماه ظلم‎ستیزی و مبارزه با

 تبعیض و ذلت است

 

محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

 

سلام بر حسین سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده

 

در نینوا و سلام بر حسین  نور دیده

 

بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید،

 

عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت وهدف

 

 

نوشته شده در شنبه 5 آذر1390ساعت 23:59 توسط اردلان(محمد)|

 

من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم

 

                             درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم

 

آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود

 

                                ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم

 

آتش عشق تو در خرمن جانم افتاد

 

                            همچو شمع سوختم وهمدم گرما گشتم

 

بعدازآن مثل اسیری شده ام درقفست

 

                               از غم  دوری تو یکه  و تنها گشتم

 

روزها درنظرم بود سیاه و تاریک

 

                               مهربان چشم تورا دیدم  وبینا گشتم

 

باده ی عشق تو را از دو لبت نوشیدم

 

                              بین حوران جهان مست توزیبا گشتم

 

دین ودل باختم و گوشه نشین تو شدم

 

                                  بهر دیدار رخت غرق  تمنا گشتم

 

تو نسیبه دل من گشتی ومن عاشق تو

 

                                تو شد ی ماه  منو من شه دنیا گشتم

 

نوشته شده در جمعه 20 آبان1390ساعت 0:51 توسط اردلان(محمد)|

 

شوق  

 

 

تقدیم به اوکه نبود ولی حس بودنش به من شوق زیستن می داد

 

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد

 

گیسوان بلندش را به باد می دهد و دستهای سپیدش را به آب می بخشد

 

و شعرهای خوشی چون پرنده ها میخواند

 

نوشته شده در جمعه 22 مهر1390ساعت 22:30 توسط اردلان(محمد)|

 

 

 

 

 

1

 

     فاصله سنی مون خیلی زیاده یعنی خیلی از مرحله پرتی

  • من به تو علاقه به اون صورت ندارم یعنی خیلی بد هیکلی
  • من الان تو موقعیت خوبی نیستم یعنی دلم جای دیگه گیره
  • تقصیر تو نیست تقصیر منه یعنی عجب غلطی کردم باهات دوست شدم
  • من تو رابطمون از هیچ کاری دریغ نکردم یعنی هر غلطی دوست
  • داشتم کردم
  • دیروز یه خواستگار دکتر داشتم که ای بد نبود یعنی زودتر بیا من بگیر دیگهههههههههه

 

نوشته شده در شنبه 26 شهریور1390ساعت 9:59 توسط اردلان(محمد)

 

 

  • آره یعنی نه
  • نه یعنی آره
  • ما باید باهم حرف بزنیم یعنی بیا بشین فقط گوش کن
  • باشه هر کری دوست داری بکن یعنی محاله بذارم اون کار بکنی
  • دو دقیقه صبر کن حاظرم یعنی دو ساعت علافی
  • عزیزم میدونی چقدر دوست دارم یعنی یه غلطی کردم نمیتونم بهت بگممممم

 

نوشته شده در شنبه 26 شهریور1390ساعت 9:30 توسط اردلان(محمد)

 

۱- پسر خوب تنهایی میره پارک و سینما

 

2- پسر خوب بعد تک زنگ سراغ گوشیش نمیره

 

3- پسر خوب موقع برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمییده

 

4- پسر خوب تو کلاس دانشگاه تو شعاع سه متری هیچ خانمی نمی شینه

 

5- پسر خوب بعد حرف زدن با دوست دخترش گوشی تلفن نمی بوسه

 

6- پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزیه رژه لب رو صورتش دیده نمیشه

 

و آخر اینکه یه پسر خوب بعد شنیدن اسم جنیفر لپز استغفرالله میگه....

 

نوشته شده در شنبه 26 شهریور1390ساعت 9:0 توسط اردلان(محمد)|

 

 

 

 

5555 

فاصله ها

 

از راه دور تو رو می پرستم ای قبله امید من...

 

از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر این فاصله هارو احساس نکنی...

 

از راه دور دردودل هامو به تو می گویم...و تورو در آغوش محبت ها می فشارم

 

آری از همین راه دور نیز میتوان دست در دستم بذاری... باهم قدم بزنیم...

 

به خواب عاشقی برویم تا این رویا برایم زنده شود...

 

خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچگاه نمیذارم فاصله ها لحظه دیدارمان را از ذهنم دور کند...

 

 

این فاصله ها را با محبت و عشقم از بین می برم وکاری میکنم همیشه احساس کنی در کنارمی...

 

 

واین است برایم یک خواب عاشقونه... خواب نگاه به چشمان هم ...خواب باهم بودنمان...

 

 

آری این است یک فاصله   یک فاصله عاشقونه

 

عاشق بمان چون این راه مقدس است و پایان راه شیرین تر از گذشته است...

 

نوشته شده در جمعه 11 شهریور1390ساعت 23:28 توسط اردلان(محمد)|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت